چیزی نشده،مث همیشه یه کم زخمات دهن باز کرده،نمک هم که ریخته روش،یه کم میسوزه.آروم باش دلم.آروم بگیر.اینقد بیقراری نکن.
باز مثل همیشه یه کم گول ظاهر رو خوردی یه کم باز ساده وار فریب مهربونیشو خوردی،یه کمم دلتو باز خوش کردی و....
مگه تو نمیدونی ،این ورق هر روز برمیگرده.مگه تو نمیدونی این داستان کوتاه وبلند همیشه تکرار میشه؟
مگه تو نمیدونی وقتی به روت لبخند میزنه ،نباید بری تا اوج واون بالا بالاها؟مگه نمیدونی هرچی بالاتر بری از جایی پرتت میکنه پایین ومیزنتت زمین بیشتر دردت میاد،بیشتر میشکنی،بیشتر زخم برمیداری.
پس چرا با یه لبخند دو روزه اینهمه پاهات از زمین کنده شد ورفتی تو آسمونا؟
دلت بحال خودت نسوخته دلم ،بحال این چشمها دلت بسوزه،که هربار از سادگی تو تا صبح اشک ریخته وزار زده
اینقد ساده نباش
حالا هم آروم بگیر خوب میشی.
آروم باش وگریه نکن.این شوره زار صورتت گم شده زیر رد گریه هات.دل خوش نکن به لبخندها ذوق نکن برای نگاهش و دل نبند به حرفاش.
آروم بگیر دل بیچاره،زبون به دهن بگیر واینقد چرا؟و ای وای نکن. نصیبت از دل یه دنیا عشق بود واز عشق نصیبت یه دنیا درد.زخم ناسورت مدام ضجه میزنه و خون دلت از چشمات جاری.
تو این شب دیجور تک وتنها نشستم و مینویسم.اما باز بعد چند خط دربه در دنبال واژه افتادم. انگار دردم گنگ ونامفهومه، آروم باش دلم.درد دل پاییزی تو فصل و ماه نمیشناسه.
اشک به چشمات بگیر و زبان به دهن.بذار دنیا هرجور دوست داره بالا وپایینت کنه.
بالاخره خوب میشه،خوب هم اگر نشه تموم میشه.
آروم باش دل من