خرید بک لینک

ای جانی که مرا از من گرفته ای! انگار در جنگلی که آتش گرفته زخم برداشته ام. من چنان لبه های تیز و بُرّنده ی پرتگاه ها هستم.

جاده ها انتها ندارند. درد رنگ ندارد. و من هم درمانی ندارم جانم.

من ، از من دست شسته ام.شاید هم مدتهاست که تمام شده ام. در واقع جایی هستم که بازگشت ندارد. مات و مبهوت و سردرگم...

برچسب: نویسنده: آوا رضاپور تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 15:20

صفحه بندی