خرید بک لینک

یکی یه جا نوشت؛همیشه جایی که باید رو دیر رسیدم، حرفی که باید رو دیر گفتم،کاری که باید رو دیر انجام دادم و ...

و من تمام خودم رو مرور کردم.

من همیشه به موقع رسیدم انجام دادم گفتم و مراقب بودم. مخاطبینم نفهمیدن قدر ندونستن هدر دادند و بیهوده قلمداد کردند. پس گاهی هر کاری کنی باز صفر جا خشک میکند در دستت و هیچ در قلبت و پوچ در ذهنت و یک حس ورم سنگین و بزرگ در سرت. و دیگر فقط خود را به گذر زمان و عناصر چهار گانه میسپاری که هر جور بخواهند اتش بزنند، رشد دهند،متلاشی کنند و در نهایت به خاک بسپارند.گاهی هر کاری کنی باز کم آورده ای. دیر برسی، چون کسی نیامده پس باز هم زود بوده. گاهی زود رسیده ای اما چون کسی قصد ماندن نداشت ، پس بیخود آمده ای. گاهی هر چی بگویی، حتی به موقع، گوش شنوایی نیست. و یا هر چه سکوت کنی،دیگران آنقدر حرف خودشان را میزنند که سکوت تو به نفع انها میشود و... گاهی هر چه داری وسط میگذاری و کسی میل ندارد. و گاهی برای خود نگه میداری و دیگران جای دیگر مشغول نشخواری هستند و میز پر و خالی تو رو حتی نمیبینند. گاهی تو هرچه میدوی، باز نمیرسی و گاهی کنج عزلت برگزیده ای اما هر چه غم تلخ است آدرست را یافته و تا عمق آن کنج رسوخ میکند. اصلا انگار دنیا برای یک تعداد مخلوق، زیبا خلق شده و دیگران فقط رهگذر و سیاهی لشگرند.

دوستیهایی که تمام خودم رو صرف کردم و تنهایی رو انتخاب کردم. همراهی که صفر تا صدم رو گذاشتم و تنها موندم. آرزوهایی که در حد توانم تلاش کردم اما حسرتش به دلم موند و ....

گاهی خسته تر از آن میشوی که به خوب و بد ، به سود و ضرر، به دیر و زود، به کم و بیش، یک آن یا مداوم ، سبک و سنگین، زشت و زیبا فکر کنی. گاهی تنهایی رو بخوای یا نخوای باید قبول کنی و بشه باقی زندگیت و باهاش سپری کنی تا تموم شه.

گاهی خسته تر از آنی که دوباره وقت بذاری، انرژی صرف کنی، اعتماد کنی، دل بدی و دل بکنی، تکیه بدی، خودت رو بفهمونی و دیگری رو بشناسی.گاهی خسته تر از اونی که باز پرواز کنی یا زمین بخوری و مجبور شی بلند شی و سرپا بشی و دوباره از سر شروع کنی و ...

گاهی سطر سطر دفتر پر شده و حتی ارزش دفتر دیگه خریدن نداره که تکرار و تکرار ، نقطه از سر خط شروع کنی!!!!

برچسب: نویسنده: آوا رضاپور تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 9:50

صفحه بندی