گم - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 13:18
یک سیاهی بسیار حزن آلودی،رنگ کرد ابرهارا برای هر دوی ما، گریه میکنند این باران های xa0نازنین امیدم کم شد زمان ها میگذرد،جدایی ارباب وبرده هایش عاشقان دستانت درمشتم پژمرد،یک پرنده زخمی ترسیده بود ازترس ع
عصیان - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 13:18
این درد من،نه از باران دروغین،نه از پاییز دروغین است، و نه از کوچه های xa0خالی شکسته همه جایم ،گم میشود زمان درموهایت، چشمهایم در کوچه هاست،دلیلش عصیان عشق هم درونم میسوزد ،هم درونم خون می گرید عصیان...
باز درد پاییز ی دلم - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 13:18
باز یک شب دیجور پاییزی دیگر.باز دل پر از اضطراب وزخم من.سنگ صبور همه شدم وهربار به وقت نیازم همه سنگ خارا بودند. یکبار فقط یکبار دستی از مهر برسرم ودلم.اما دریغ از نگاهی گرم.رنگ به رخسار دلم زرد شد وا
درد درد دل - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
غل و زنجیر زدی بر دلم و ...بعدش بر قلمم.پشت پا وصور انکار زدی بر دلم و...بعدش بر باورم. رنج ومحنت شد سهم من از آن همه xa0سور وعده ها ی رندی تو٬ کاش بدانی همانطور که مهرت٬ قلمم را گرفت. آزارت کلامم را صیقل داد وقلمم را خنجر. زخمش ازتو ٬دردش ازمن شکستنش از تو ٬بریدنش را به خدا سپردم ومن هنوز یادداشت ه...
خود خودت بیا - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
هرزمان مرهم زخم ها بودم اما زخمهایم را کسی مرهم نشد.یا اگرشد چون وچندش را پرسیدند وشماتت کردند ورفتند. همیشه هرجا xa0نازی بود خریده ام ونیازها را برآورده ام ودریغ از ناز ونوازشی بر دل وروحم. هرجا خواسته اند بر بالینشان بودم وتنها یاور کنار بالینم اشکم بود وناله هایم. زن همین بس که کودکی وجوانی و خان...
قرارنبود - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
یکی نوشته بود : کی میشه تو کویر دلم بارون بیاد؟xa0 من میگم: میشه بازم یه روزی یخ دلم آب شه؟آخه اول آروم آروم xa0با حرفاش قلب ودل تنهامو گرمش کرد،بعد یهو دلمو آتیش زد...و بعد هر روز با حرفای سرد سردش،سوخته های دلم یخ زد. آاااااااخ تب تند م مگه یخ میکنه؟؟؟؟یکی بهم بگه مگه آتیشم یخ میکنه؟؟؟؟؟؟
دریغا - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
مدت مدیدی هست که مدام دلم که میگیره،گاهی میام اینجا تا مثل سابق همه حرفای درد آلوده ام رو بریزم رو سطر سطر خزان زده ی دفتر پاییزی دلم.اما بیشتر غصه م میگیره واشکم جاری تر.آخه دیگه اینجاهم برهوت شده و دریغ از حتی یک نفر . انگار همه رخت بسته و از این شهر رفتن. بعد غصه دمار از روزگارم درمیاره که دختر غ...
هنوز درد - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
کدام یک دردناک تراست ؟در حسرت از دست داده هایت بخاطر دلدارت سوختن؛یا در حسرت وعده های نقش برآب شده ی دلدارت؟همه چیز را در طبق عشق گذاشتن وگذشتن وروبه کلبه ی مأوا نام گذاشتن؛اما فقط برزخی از درد وعذاب جسم وروح وهوایت را دربرگرفتن.هنوز هم درد را ازهر سونوشتم درد بود اما این بار زخمش ناسور ودردناکتر.ای...
صحنه ی بی رمق - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
صحنه خالی صحنه خاموش،بی تحرک بی نمایش نیمکتها گیج ،گیج و واژگون،به امید یه نمایش پشت صحنه بغض تصمیم،روی آینه های غمناک روی صحنه غیبت نور،روی پرده یه وجب خاک همه رفتند همه باهم،همه جز خاطره ویاد درا باز وبسته میشن،ولی با دلسوزی باد عمر بازیگری من،عمر شبنم روی برگ بود xa0 عمر عشق بازی شیشه ،با هوس های...
دختر غم - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
هر روزی وقتی که خورشیدxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 توی بسترش میمیره xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 وقتی که غروب دلگیر xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بی فروغ و سر به زیره xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
نقشم مترسک - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
مث یه مترسک تو یه باغ حیرون جا خوش کردم .نه پای رفتن دارم نه بال پروازی برام مونده. دلم از زمین وزمان دلگیره،اما از دست خودم ودلم خون به دلم شده. اسیر زمین خشکی شدم که وعده ی بهشتش هواییم کرد و.... حالا مث یه مترسک باید کلاغهای بی محل همه تنمو زخمی کنن و بی صدا فقط تماشا کنم. مقابل نگاه مات و پرحسرت...
وباز تکرار درد - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
چیزی نیست،آروم باش،غصه نخور.چیزی نشده،مث همیشه یه کم زخمات دهن باز کرده،نمک هم که ریخته روش،یه کم میسوزه.آروم باش دلم.آروم بگیر.اینقد بیقراری نکن. باز مثل همیشه یه کم گول ظاهر رو خوردی یه کم باز ساده وار فریب مهربونیشو خوردی،یه کمم دلتو باز خوش کردی و.... مگه تو نمیدونی ،این ورق هر روز برمیگرده.مگه ...
خدایا کجایی؟ - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:16
معتقدم اینکه با آرزوهای دیگری بازی کردن و انکار وعده ی امید به زندگی که به کسی میدی و باعث دلبستگی طرف میشی ظلم بزرگیه.اما اینکه هربار باز امیدشو برگردونی وبه اوج اعتماد و تکیه کردن ببریش و تو اوج اعتماد ودلبستگی دوباره وچند باره ،باز هم از صبح تاشب و از شب تا صبح برا دروغ گفتن و فریب دادن همه تلاشت...